دوستم با دوست پسرش مسافرت میرود. همه به من میگن دوست جدید پیدا کن. بابا من ته دوستی رو دیدم. دوست ها هرچقدر هم خوب تا وقتی باهات هستن که مرد زندگی شون رو پیدا نکردن 😄. من دیگه حوصله ندارم زنگ تفریح کسی باشم.  

حوصله مردها هم ندارم😁 بخوام خودم برم تو رابطه ...  دوشنبه خواهرم میگفت بابا تو هم با یکی ازدواج کن دیگه. گفتم بابا دلت میاد تختم مال خودمه😁 سکوت شب زمانم برای خودمه. مادر شدنم که دیگه از من گذشته حوصله ندارم بچه ام مامان پیر داشته باشه. هرچند ظاهری پیر نیستم ولی خوب درونی که پیرم🤔. خلاصه خواهرم گفت توو چرا اینطوری هستی🙃. 

راستش الان دردم یکی هست حوصله ندارم کسی کنارم جا بزنه. دیگه نسبت به اظهار علاقه مردا سر شدم. همانطور که آدم های اینجا رو شناختم. البته این ها کلی هست همیشه آدم خوب هست  کم هست ولی هست. فقط ممکنه تایپ هم نباشیم.