صبح ۹:۳۰ حرکت کردیم به سمت، مقصد اول پاساژ دیلمان فقط یک دامن پسند کردم نزدیک ۵ میلیون ولی نخریدم. یک کیف دیدم قشنگ بود اما ساعت کاری مغازه بعدظهر بود. بعد رفتیم چرم م.ش.هد زشت ترین کیف های عمرم رو دیدم. مقصد بعدی بوفالو سفید بود دو کیف پسند شد کیف بزرگتر رو خریدیم. ولی حتما در یک موقعیت دیگه یک کیف جمع جور تر هم میخرم.  بعد رفتم خیابان معلم دوستم یک کت خرید.‌دیگه گرسنه شده بودیم رفتیم شور.کو.لی چون من برنج زیاد نمیخورم. چیزی حدود ۹۰ گرم میخورم یک برنج گرفتیم یک کوبیده و یک چنجه و کالکباب و بورانی و دوغ که فقط دوغ و بورانی خوب بود. بعدشم رفتیم انزلی و اونجا من کمی خرید سوپر مارکتی از نوع خارجی برای بچه ها و بهداشتی برای خودم انجام دادم. دوستم کتونی میخواست که انتخاب میکرد اما سایز خودش تنگ بود بالاتر گشاد میشد براش آخر نخرید.  دیگه بعد خسته بودیم و یک راست اومدیم خونه.. 

خوش گذشت آره کلی خندیدیم خریدم خوب بود و از نهار امروزم یک درس گرفتیم🫠...  تولد پارسالم باحال تر بود و تصمیم گرفتیم . حتما یک روز که هوا خنک شد برای یک روز قشنگ تر برنامه بریزیم.